سکوتــــــــــ

اوج بگیر حتی به تنهایی

این خدایی که میگم همون خداست

مطمئنیم خدا میبینه

میشنوه 

میفهمه

و علم داره

ولی نمیدونم آیا قدرت چشایی

بویایی یا لامسه هم داره؟

یا که شاید خدا علم به ما دارد و نمیبیند

یعنی چون خدا در قالب زمان نمیگنجد

داستان ما برای خدا تمام شده هست

انگار که ما آخر مسیر هستیم و همین الآن که زنده ایم به آخر عمر رسیده ایم و در عین حال در بعد از مرگ به سر میبریم

نگاه خدا به ما این طوره که به جای که یک فیلم live از زندگی ما ببینه

سه تا چیز میبینه به نام آینده، گذشته و حال ما

همه رو یه جا علم داره و براش هم اتفاق افتاده و هم داره میافته :|

راستی میدونید خدا پول نداره؟ خودکشی هم نمیتونه بکنه

خدا نمیتونه از خدایی استعفا بده و بیاد شهردار تهران بشه 

یا یک وبلاگ بزنه پست بزاره وبلاگ برتر شه

پشت تریلی هم نمیتونه بشینه

دست فروشی هم نمیتونه بکنه :|

یعنی این قدر خل نیست که همچین کارایی بکنه

فعل عبث در خدا راه نداره

آدم اگر چاقو رو ساخت، خواست باهاش میوه قاچ کنه 

حالا یکی با چاقو بزنه یکی دیگه رو لکشه تقصیر مخترع چاقو که نیست!

خدا اگر آتش رو آفرید میخواست یه چیزی باشه که گرما بده، مثلا حیوانات گرم شن

حالا ما آتیشو برداریم یکی رو آتیش بزنیم تقصیر خدا چیه؟

یک کشور رو غارت کنیم یا اصلا تصمیم بگیریم وسط یه جای خشک مثل آفریقا کشور بسازیم و بچه ها توی قحطی به دنیا بیان

این قحطی تقصیر خدا که نیست تقصیر خود ماست

اگر سرطان گرفتیم سریع گیر ندیم بگیم خدایا چرا مریضم کردی

خب سیگار نمیکشیدی، رعایت تغذیه میکردی بیمار نشی تقصیر خدا چیه این کفه؟

اگر میل به خشونت در یکی هست برای اینه که در شرایط خاص از خودش دفاع کنه، به جهاد با ظالم بپردازه

ولی حالا یکی خشونت رو جای اشتباه به خرج داد یکی رو بیگناه کشت تقصیر خدا نیست که این میل رو داده 

خدا یک نظام خلق کرده با قوانین خاص خودش، مسائلی که فکر میکنیم بر خلاف عدل الهیه در واقع به خاطر اینه که جای اشتباه صورت میگیره، نسبت به ما انسان‌ها شر و بد و ظاهرا بی عدالتی است، برای یکی دیگه فرصت و نعمته

سید پس اون خانم بنده خدایی که نه شسیگار میکشید و نه تغذیه اش بد بود چرا سرطان گرفت!؟
دست خودش که نبود!
بعضی چیزا واقعا دست خود خداست...
یا من الان این بیماریا رو دارم خودم نخواستم که...
حتما یه حکمتی داشته؛ حالا بماند حکمتش چیه...
همه چیزم دیگه در اختیار انسان نیست...
مادامی که علت بیماری شناخته نشده باشد آن را ربط به حکمت الهی میدهیم و مادامی که روشی برای درمانش نداشته باشیم خوب شدنش را یک معجزه تلقی میکنیم 
چطور سرما خوردگی را به حکمت خدا ربط نمیدهیم و خوب شدنش را هم معجزه نمیدانیم؟

این که کسی جسمی با بیماری ژنتیکی آفریده شود جبر است، اما پدر و مادر اگر پیشگیری میکردند و ازدواج نمیکردند یا بچه دار نمیشیدند هیچ وقت یک بیمار ژنتیکی متولد نمیشد
بحث جبر و اختیار نیست بحث این است که هر علتی در این دنیا معلولی داره که برمیگرده به خودمون
مگر خدا قادر مطلق نیست؟
آیا قادرمطلق با این همه محدودیت سازگاری داره؟ (منظورم همین نمیتونه‌هایی که نوشتی!) :|
قادر مطلق هست ولی در کاری که با حکمتش خوانایی داشته باشه
مثلا نمیتونه این کاغذ روی میزو برداره باهاش یک موشک درست کنه
نه که نمیتونه، بلکه به این دیوانگی و بیکاری نرسیده که همچین کاری کنه

بعضی کارهایی هم که نمیتونه به خاطر اینه که محالاته
مثلا خدا نمیتونه یک آدمی بیافرینه که همه پدر باباش باشه هم بچه باباش
چون در قالب دنیای مادی هستیم و محدود این کار محاله
یعنی مشکل از قدرت الهی نیست بلکه مخلوق قابلیت نداره
پس به نظرت بهتر نیست که بگیم <b>نمیشه</b> به جای اینکه بگیم <b>نمیتونه</b>؟
جان
آمیرزا سنگین میگی من نمیفهمم :)
نمیشه گفت خدا تو این علت و معلول دخیل نیست...
خدا دخیل هست
سرطان گرفتن هم قطعا حکمتی درش هست و هیچ چیز تو این جهان تصادفی نیست
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اوج بگیر حتی به تنهایی، نیاز نیست کسی همراهی‌ات کند، بعضی‌ها لیاقت هم پروازی با تو را ندارند، مثل کیسه‌های شنی می‌مانند که باید آن‌ها را از بالنِ وجودت بِکَنی و معلقشان کنی میانِ زمین و هوا

شش - چشم‌هایم را که باز کردم غروبِ جمعه به رنگ خون شده بود.
یک چیزی شبیهِ سمتِ چپ تصویرِ هدر ولی خیلی پر رنگ‌تر و مخوف‌تر. با ترکیب رنگ‌های صورتی، سورمه‌ای و قرمز...
در قالب کوه‌های کرمانشاه و دشتی پهناور.
انگار آسمان این بار می‌خواست خون ببارد...
Designed By Erfan Powered by Bayan