سکوتــــــــــ

عبد شدن هم آرزوست

اگر همین الآن بمیریم؟

اگر قرار باشد همین الآن بمیرید حسرت چه چیزی رو میخورید؟

 از چه ناراحت و نگران میشوید که باید انجام میدادید و انجام ندادید؟

آخرین کلمات و نوشته‌هایتان چه خواهد بود؟

اگر بگویند آخر پست زندگی‌ات را بنویس چه مینو‌یسی؟

هیچی دیگه خدابیامرزتم فقط
تعلقی به دنیا ندارم من
سبک بار بودید که راحت رفتید :(
هعی
راحت شد
چرا 4 سال قبل که رشته ای که امسال قبول شدم رو میتونستم برم رو نرفتم...
چرا به خاطر همین 4 سال نتونستم یکی از کارهایی رو که عاشقشم رو انجام بدم ....
کاش بهش میگفتم که دوستت دارم....
آخرین پستم در مورد پاک و مومن زندگی کردم خواهد بود....
عشق
بدترین حسرتی که میتونه وجود داشته باشه
اما بدتر از اون کارهایی است که بخشی از عمرمونو تلف کرده
هر چی فکرکردم تنها ناراحتیم غصه خوردن خانوادم مخصوصا مادر و همشیرمه و یتیم شدنه بچمه
تنها چیزیم که مینوشتم وصیت نامه ست. تقسیم اموال میکردم
بعد زنگ میزدم همه اقوام و دوستان خداحافظی
قبلشم یه یک ساعتی دعا میکردم و استغفار میکردم، یکمم قرآن میخوندم ساعت آخر هم غسل میکردم و تمام.
انا لله انا الیه راجعون...
ولی مرگ یه جوری میاد که ما فرصت همین کارها رو هم پیدا نمیکنیم
نه فرصتِ استغفار و نه فرصت وصیت نوشتن 
چه بد که آدم زمانِ گناه کردن از دنیا بره
چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷ , ۲۲:۴۳ مهدی سلمانی ماهینی
حسرت این موضوع را میخورم که خیلی کم یا هیچی به امام زمانم خدمت نکردم. به پدر و مادرم همینطور . به خداوند بی نیاز همینطور.
ای کاش همت و تلاشمان در راه حق بیشتر و بیشتر گردد.
خیلی شبیه حسرت من بود این کامنت
حسرت تمام آروزهای نرسیده
حسرت تمام سفرهای نرفته
حسرت تمام شادی ها و خنده هایی که نکردم
قطعا از اینکه به همه ی کسایی که دوسشون داشتم نگفتم دوسشون دارم ناراحت نمیشم(جنس مخالف منظورمه)
مسابقه های کاراته ای که بعد عمل بینیم ندادم
با اکیپ کوهنوردی که نرفتم کویر
ترشی هایی که خودم درست کردم و هنوز جانیوفتادن که بخوام بخورمشون
نگران چیزی نیستم چون تعهدی به جایی و کسی ندارم
خب به همه میگم از زندگیتون لذت ببرین هرچقد پراز غم باشه
هیچ وقت جرئت نمیکنم به آخرین پست و آخرین لحظه فکر کنم.
فکر هم نمی‌کنم.
پس ترجیح میدید فراموش کنید
شازده کوچولو وقتی میرسه به سیاره می خواره بهش میگه چی کار میکنی؟
-مِی میزنم
- برای چی می میزنی؟
- میزنم تا که فراموش کنم
- چی رو؟
- سر شکستگی مو؟
- سر شکستگی به خاطر چی؟
- به خاطر می زدنم.
سخت بود!
من حسرت این را می‌خورم که چرا دوبار زندگی نمی کنم در این دنیا!
از این ناراحت می شوم که طاقت نداشتم اعمال مستحبی را به حد میلم انجام دهم از جمله نافله های روزانه و حتی زیارت عاشورای روزانه
وصیت نامه آخرینش قطعا هست
می نویسم من را شب های جمعه فراموش نکنید!
حسرت تمام برنامه هایی که ریختم ولی هنوز از روی کاغذ تکون نخوردن
این ازون مطالبه که آدم دوسداره به خاطرش سرشو بکوبه به تک تک موازئیکای کف خونه
حسرت فرصت بنده بودن که از دستم رفت...
این حسرت همه است
از اون موقع هی دارم به سوالت فکرمیکنم
و باخودم میگم واقعا دنیا ارزش این همه غصه و ناراحتی های منو نداره
حتی ارزش ارزو کردن هم نداره
ارزش این همه دویدن و خواستن رو هم نداره
مایی که به آنی بندیم!چرااینقد غصه وام و کوفت و زهرمارو بخورم!
تنها غصه‌ای که ارزش داره بخوریم 
کم کاری هایمان و نرسیدن به کارهایی بوده که میخواستیم و این قدر تنبل بودیم که نکردیم
و الا کارهایی که تلاش کردیم و بهش نرسیدم عین پیروزی هستند 
من دوسدارم بعد از مرگم کتاب‌ها ازم بمانند که هر روز خوانده شوند و نفع برسونند و راه و نور به کسی نشون بدن
داشتم آرشیوم رو میخوندم.
این پست رو دیدم ^_^
http://lucy-may.blog.ir/post/2308
دعای عرفه
آرزوی شیرینی بود
غصه‌ی اونی که قراره بعد مرگم خونمو مرتب کنه D:
فکر کنم شما اگر با نامرتبی خونه تون بمیرید 
باعث کشته شدن چندین آدم دیگه بشید
من که باشم خونه متوفی رو آتیش میزنم :|
غصه‌ی اونی که قراره بعد مرگم خونمو مرتب کنه D:
جا داره دو تا کامنت بدید و دو تا برابر غصه بخورید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
اعتبارات دنیا نوعاً وفا نمی کند و اگر هم وفا بکند تا دم قبر است و بعداز آن ماییم و ابد ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan