سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

انقراض حوزه علمیه

این دردمندترین پست تمام زندگی‌ام است...

لبخند سردی میزند و شمشیر را از رو میبندد و پست را مینویسد:

جوانی تنها، با فکرهای آرمانی و حماسی، پس از گرفتن دیپلم، با وجود هزاران مشکل و مخالفت خانواده و اطرافیان، به حوزه علمیه وارد می‌شود

به امید آن که اسلام شناس شود. این جوان زمانی در یکی از بهترین مدارس قم درس میخواند و رویای پزشکی را در سر میپروراند که این فکر در ذهن او رسوخ کرد که طبیبان واقعی روحانیون اند که ارواح را درمان میکنند و انسان‌ها را هدایت.

این جوان اعتقاد داشت که امروز هنر یکی از بهترین روش‌های رساندن مطالب به مردم است و بهترین تجلی هنر در هنر هفتم یعنی هنر سینماست که چندین نوع از هنر مثل موسیقی و عکاسی و حتی معماری را در خود دارد. او میخواست دینش را نه در پای منبر که در پای سینما و هنر به مردم بشناساند.

او اشتباه کرد که این نکته را به معاونت آموزش مدرسه‌اش گفت و بعد حتی مزخرف‌ترین و آشغال‌ترین مدرسه علمیه قم که آخرین مدرسه‌ای بود که پر میشد هم او را رد کرد چرا که درگیر تحجر عده‌ای آخوند شده بود

با نیش و کنایه و هزار توهین گفتند که اگر میخواهی هنر بخوانی برو دانشگاه صدا و سیما. و آن کم دانش(نمیخواستم بنویسم احمق) نمیفهمید که من به قصد صرفا فیلم سازی قدم در این راه نگذاشته بودم. من میخواستم آنتی تزی باشم در جهت خنثی سازی این نهضت ترجمۀ ثانی و قوی‌ترین ابزار هجوم فرهنگی غرب یعنی سینما به هویت اسلامی-ایرانی ما!

من میخواستم در ابتدا اسلام شناس شوم و از حیث تقوا و اخلاق خودم را بسازم ولی انگار که هیچ جایی بدتر از حوزه برای اسلام شناس شدن نبود که پیدا کنم. حوزه‌ای که حقیقتا با اسلام کار خاصی ندارد و منحصر شده است در 2 چیز:

3 سال اول فقط و فقط زبان عربی

و مابقی سال‌ها فقط و فقط فقه و اصول، فقه، اصول. آن هم فقه کهنه و قدیمی که هنوز دارد بحث می‌کند عرق شتر نجاست خوار نجس است یا که نه؟!

حوزۀ علمیه فقط مکانی برای ساخت فقیه است که من نمی‌دانم در این شرایط کنونی همین طور اگر فقیه بسازیم و رساله عملیه بیرون بدهیم چه قدر مردم را اسلام شناس کرده ایم و چه سنگی را از سر راه دین برداشته‌ایم؟ اصلا مگر دین اسلام فقط فقه دارد؟

جلوی مدیر می‌نشینم و می‌گویم نه برای این که اظهار فضل باشد اما می‌گویم که شما فکر نکنید من آدم کودنی هستم. من هم فلسفه اسلامی کار کرده‌ام، هم طب سنتی می‌دانم، هم روی بهائیت و هم روی یهودیت و صهیونیسم کار کرده‌ام و هم تخصصی از سینما و سواد رسانه در چنته دارم.

آدمِ نادان بر میگردد میگوید میخواهی حاتمی کیا شوی؟

میگویم نه، شما اصلا شناختی از سینما ندارید، منظورم شناخت و ضرب دومی و آگاهسازی و فرهنگ سازی است

می‌گوید نه ببین باباجان(تیکه کلام همیشگی‌اش) چیزی که من ازت میخوام همین ادبیات عرب است (کتاب نحوی 700 سال پیش با 10 درصد استعمال واقعی).

کوته فکران در راس کاراند و ما همچون اسفندهای روی آتیش بدون صاحب در حال جیلیز ویلیز کردن!

یک بار بوف کور صادق هدایت را بخوانید، مسئولین ما و آن خنده‌هایشان شباهت زیادی به پیرمرد پنزرخنزی و آن خنده‌های سردش دارند.

بعد از 6 سال خواندن هم تازه، مدرکی که برای ما حساب میکنند فوق دیپلم است. در حالی که با 4 سال تحصیل در دانشگاه صاحب مدرک لیسانس می‌شدیم.

هر روز 1 ساعت در راه بازگشت از حوزه به خانه با سه کورس اتوبوس هستم، برای چه؟ برای این که عمرم را نابود کنم و در لب جوی بنشینم و ببینم که لحظه لحظه زندگی‌ام پای دروس حوزه دارد از بین می‌رود و آخر سر هم آخوندی اخته، بیسواد و سربار بار خواهم آمد.

البته که امثال آیت الله اعرافی ایده‌های خوبی برای تغییر دارند ولی چه کنیم که این احمق‌های در راس کار که چند موردش را گفتم مانع می‌شوند.

حوزۀ علمیه آخرین روزهای خود را نفس میکشد و با سرعت زیادی به سمت انقراض میرود درحالی که اگر فقط یک درصد اهمیتی به امثال من می‌داد که از استعدادها و توانایی‌ها و فکرهایمان استفاده کند وضع جامعه این گونه نبود که الآن هست.

الحمدلله که امسال جمعا حوزه علمیه قم 80 نفر پذیرش داشته در حالی که زمانی که ما پذیرش شدیم تنها مدرسۀ ما 60 نفر جذب داشت!

پی نوشت: اگر طلبه‌ای فاضل و فهیم دیدید بدانید که او فقط حاصل تلاش و جهاد خودش است و حوزه علمیه اندک نقشی در این راه نداشته، قدر طلبه‌های باسواد و فهیم را بدانید. از این‌ها دیگر ساخته نمی‌شود.

پی نوشت2: اه که چقدر من غلط املایی و ویراستاری دارم، دعا کنید درست شود، عذر میخواهم که با این غلط ها گاهی اذیت تان میکنم 

سلام علیکم.استاد چند روزه ای داشتم که طلبه بودند وباسن کم از نظر من علامه ای بودند و در زمان کوتاه چیز های زیادی ازایشان آموختم.برای همین استاد خطابشان میکنم هرجند بارها گفته بودند مرا استاد خطاب نکنید...نقطه عطفی بودند در زندگی ام...ایشان هم میگفتند حوزه آسیب داره وباید باآسیب هاش آشنا بود وگرنه بدبخت میشی ...
ووقتی گفتم میخوام برم حوزه منع کردند و گفتند پیشنهاد میکنم دست نگه دارید
دم این استاد گرم که شما رو نجات دادند. وقتی کسی میخواد وارد حوزه بشه باید با شناخت کامل بیاد جلو. وضعیت مالیش رو ببینه، این که بعد 6 سال تازه فوق دیپلم میگیره رو بدونه و بفهمه حوزه ساخته شده فقط برای فقه و ادبیات آن وقت راحت تر میتونه تصمیم بگیره
پنجشنبه ۱۲ مهر ۹۷ , ۰۸:۵۲ دخترک مژده دهنده
سلام
معلومه که خییلیی دلتون پره!
چی بگم؟!...
یه مواقعی که پدرم از مصاحبه هایی که با طلاب خانم و آقا داند،میگویند؛خییلیی حرصم درمیاد که چرابخاطریه مسئله کوچیک اون یه نفر رو ردّمیکنند!
اون شب هم که پدرم به اون بنده خدا چندبارگفتند: اول درست پا بگیره بعدش زنگی و یه عالمه حرف دیگه؛خییییلییی ناراحت شدم!هنوزم از اون رفتار پدرم ناراحتم ولی هرگز روم نشد که بهشون بگم.پدرمن با2،3جمله کاری کردند که پدر اون بنده خدا کلا دیگه برhشون ازدواج رو منتفی کنه!...(البت ازخواهرشون شنیدم)
توی این جامعه آخرالزمان افراد خییللییی کمی به فکر ازدواجندو نباید راهشونو بن بست کرد!
خییلللییی از طلاب هم هستند که مثل شمابهشون ظلم شده!ولی مطمئن باشید اگه بلد باشید قشنگ بجنگید و تلاش کنید،اجرتون هزاربرابرهست!
من توی مدرسه پارسالم اینقدررر با مدیرمون جنگیدم و به زانو درش آوردم و بعدشم ازاون مدرسه اومدم بیرون.حالاهمه بچه های اون مدرسه میگن جات خالی که خانم فلانی تسلیم تسلیمه!
شماطلاب هم باید بافکروتدبیر،نه با جوّگیری،مقابله کنیدوبچنگید!
ان شاءالله موفق باشید
توی وبلاگ خطبه خانم حضرت زینب سلام الله علیهاروگذاشتم،لطفا بازنشرش کنید هرجاکه دوست داشتید
ان شالله دعا بکنید شمام برای این که ما که کم نیاریم و واقعا طلبگی کنیم
والدینی که در ازدواج فرزندانشون مخالفت میکنند باعث میشن جامعه بیش از پیش به سمت فساد و بی ثباتی اجتماعی بره
تو این دوره زمونه آدم باید زود ازدواج کنه 

از چهره ى تو
چیز زیادى یادم نیست
جز این که
اقیانوس آرامى
ریخته بود بین چشمهات
و روى طراوت لب هات
زمزمه ى تردى بود
که گنگم مى کرد
و نمى گذاشت
از چهره ى تو چیز زیادى
یادم باشد
جاااان؟!
سه شنبه ۱۰ مهر ۹۷ , ۲۰:۴۵ محمدحسین کتابی
پس منم الکی نمیام حوزه ؛ دانشگاه رو میخونم یا میرم تربیت پاسداری امام حسین (ع) یا روانپزشکی و یا فرهنگی ؛ هر سه تاش هم علاقمه هم تواناییش رو دارم :-)
هر کاری دوست داری بکن
حوزه برای اوناست که میخوان فقیه بشن و ادبیات عرب بخونن
در زمانی فکر میکردم حوزه مقدس هست اما با گذشت زمان متوجه شدم مقدس نیست و محترمه..

بسیاری از درس هایی که تدریس میدن کارایی خودشو از دست داده
مثلا فکری برای این زمان کنن چند نفر فقه مجازی یا فقه بورس و ...نوشتن..

حوزه شده کارخانه ی مرجع سازی که به هیچ دردی نمیخوره..
حوزه و روحانیت به شدت بوی کهنگی و ناکار آمدی میدهد
و در این میان چند روشنفکر واقعی مثل سید جمال الدین اسد آبادی لازم است که تغییرش بدهند و انقلابی عمل کنند
دوشنبه ۹ مهر ۹۷ , ۲۲:۵۱ محمدحسین کتابی
سکوت تمام است ، وقت فریاد است!
دیگه حوصله دفاع بی مورد از حوزه ندارم 
به توصیفی که مستحقشه وصفش میکنم
مطلب شما را خواندم

+ دارم نمی خندم
سکوت کردم

شاید نباید سکوت کرد وقتی صدای ستم دیده را میشنوی
آره آقا مرتضی
این جوریاست 

ولی در کل برای آدمی مثل من که میخواهد عمرش را پای علم بگذارد 
جای بدی نیست

فقط باید روزی 4 ساعت تن و فکرم را پای درس های غیر مستعمل و تکراری حوزه خسته کنم

این طور نیست که همه وجهه‌های منفی‌اش را بگویم 
دوشنبه ۹ مهر ۹۷ , ۲۱:۳۶ مهدی سلمانی ماهینی
چرا بوف کور خواندی که این قدر اطرافت را سیاه و کدر ببینی
این دیگه ازون حرفا بودا

چیزی رو گفتم که هست و وجود داره
دردهایی که به عنوان یک طلبه دارم میکشم رو بیان کردم
و وضعیت فعلی حوزه که به نا کجا آباد میره

من صرفا مثالی از بوف کور آوردم و تایید بر حرف صادق هدایت نبود
ولی حس خشک و سردی که من میکشم خیلی شبیه حس پیرمرد پنزرخنزی و فضای افسرده گونۀ بوف کور بود
ای کاش که رهبر (امام خامنه‌ای) همه کاره‌ی این مملکت بودند
هم در مقام راهبر، هم در مقام طراح و استراتژیست اجرا و هم مجری طرح‌ها!

مرجعیت در عراق یک توصیه کوچک می‌کنند و مسئولین سر و دست می‌شکنند. ما چطور؟
سال چند بود امام طرح تحول در حوزه را مطرح فرمودند؟

اصلا این مسائل به کنار.
یک سوال گاهی ذهن منو مشغول می‌کنه: حقیقتا چرا حضرت آقا با دانشجویان برنامه دیدار مرتبی دارند ولی با حوزه و حوزویان خیر؟

چه بگویم که هرچه گویم به خودمان بر می‌گرده!
دوشنبه ۹ مهر ۹۷ , ۲۰:۱۸ آقای سر به هوا :)
چرا فکر کردی اسلام شناسی تو حوزه است؟
مگه اسلام خارج از حوزه و در لباس غیرروحانیت ندیده بودی!؟
الهی العفو
الهی العفو 
زیادم بدک نیست
استاد خوب پیدا میشه 
وقت خوب که داریم 
فقط باید این درسای حوزه که بزرگترین مانع پیشرفت هستند رو پاس کنیم بره
یه مدرکی بگیریم 
نظام بوروکراسی همینه دیگه 

اسلام شناس خوب توی حوزه ساخته میشه
من فقط اشتباهم این بود که فکر میکردم حوزه اونو میسازه 
در حالی که حوزه همه چیو گرفته به سر دماغش
و حوزه برای ما هم به انقراض شخصی رسیده

و وقتی در شرف رها کردن حپزه هستم هیچ قالب دیگه ای من رو راضی نمی کنه مگر اینکه خودم بسازمش
اگر حوزه انتخاب رشته داشت از همون اول
میشد بهش ایمان آورد

شما امتحانات شفاهی رو به طور مثال اگر نگاه کنی یک عده فسیل مغز فندقی...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan