سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

استفاده از ماست چکیده در رشتۀ هوشبری

بلغم یکی از اخلاط چهارگانۀ طب سنتی است که اگر مقدار آن در بدن زیاد شود علائمی مانند کسالت، خستگی، بی حالی،کند ذهنی، ضعف حافظه و فراموشی را به دنبال خواهد داشت. البته بلغم سبب بروز صفاتی نیز در شخص بلغمی میشود. مثلا شاید اعتماد به نفس این فرد پایین باشد و قدرت مدیریت خوبی نداشته باشد اما ریزبینی خوب و توانایی انتزاع کلیات و فهم ریاضیات و فلسفه را خواهد داشت.

من هم تمام علایق و استعدادهایم را بعد از خدا مدیون غلبۀ بلغم هستم. علاقه به سینما، تحلیل فیلم، نویسندگی، همین طب، فلسفه و ریزبینی ام ناشی از غلبه خلط بلغم در خون من است. اما اگر احتیاط نکنم و در تغذیه‌ام دقت به خرج ندهم همین بلغم زمین گیرم میکند.

ماست به عنوان یکی از مواد غذایی سرد و تر و بلغم زا در شخصی مثل من عملکردی شبیه مورفین دارد. حال این ماست هر چه قدر غلیظ تر و ترش تر باشد بلغم زا تر میشود و درجه سردی اش بالاتر میرود. چشمتان ان شاالله بعضی روزها کور شود و از این روزهای بد نبیند، دیشب از گرسنگی شکم خود را گرفته بودیم و در میان لبنیات بلغم زای خبیث محاصره شده بودیم- یعنی من اگر گرم مزاج بودم دور و برم خرما و ارده شیره و عسل ریخته بودا، اصلا همه چی برعکسه- که زدیم به سیم آخر و نان تافتونی را با ماست چکیده به داخل حلقوم فرو کردیم و و امروز شاد از کردۀ خویش به گریستن پرداختیم...

شنیدید که وقتی یکی شل و وا رفته است ازش میپرسند مگر ماست خورده‌ای؟ خب من هم واقعا ماست خورده بودم. امروز علاوه بر این که سر کلاس‌ها خواب میرفتم و حوصله بشر و جهانش را نداشتم، تازه در خواب‌هایم هم خواب می‌دیدم و چه خواب‌های داستانی جالبی بودند. 

مشکل خواب رفتن من نبود، مشکل خواب دیدن من هم نبود. مشکل خوابیدن در ردیف اول کلاس هم نبود، مشکل آن جایی بود که فهمیدم در خواب حرف میزنم...

فکرش را بکنید با صدای حرف زدن خودتان از خواب بیدار میشوید و همه ساکت شده اند و چشمانشان به شما خیره شده است:D....

آخر کلاس هم لبخندی به استاد میزنید و به استاد میگویید ببخشید که ما که از نیم ساعت پیش خواب رفته ایم و استاد نیز تبسمی میکند و میگوید دیگر این کلاس هیچی نداشته باشد باعث شد بتونید راحت بخوابید :)

آخرش هم آن پاراگرافی که در زمان خوابم تدریس شده بود را در میان دو علامت پرانتز قرار میدهم و بالایش مینویسم Sleep

سه شنبه ۳ مهر ۹۷ , ۲۰:۳۷ دخترک مژده دهنده
سلام
الان متلک گفتید؟!
مگه پول میگیرن؟؟!!من واقعا خبرندارم از موسسه عالی فقه و علوم اسلامی
سوء تفاهم پیش آمده به خاطر شناخت و نقص جملات و برگشت ضمائر است

مشکل ضمیر:
این که پول نداریم شرکت کنیم
منظورم دوره طب اسلامی و طب سنتی است 
نه پدر شما 

مشکل شناخت:
خب منو نشناختید
اگر بشناسید میفهمید من هیچ وقت قصد متلک انداختن ندارم 

نقص جمله:
جوری تعریف کردیم از پدر استاد که فکر کردید تمسخری در کار است
عجب..

چه میکنه این ماست از صدتا ارامبخش اثر گذاره..!؟
البته برای صفراوی ها آرام جان و لذت بخشه اما برای امثال من حکم سم داره
چه خوب که هم پایه ام
یکی دوتا از طلبه ها شاید ولی اخوند ها و اساتید سراغ ندارم تو بیان
البته اکثرا ناشناس میان نمیدونم واسه چی به منم چن نفر گفتن ناشناس بیام زیر بار نرفتم
امسال جواهر و منطق و کلام ورداشتی دیگه؟
منم عملا ناشناس ام 
هم اسمم مستعاره هم عکس مشخص ندارم 
دوستان من هم مدرک طب اسلامی دارند.
استاد بهتر از پدر آدم؟!؟
خدا را شاکریم که پدر شما از اساتید هستند 
قدرشونو بدونید و استفاده کنید

ما که پول نداریم توی دوره هاشون شرکت کنیم
دوشنبه ۲ مهر ۹۷ , ۱۸:۰۹ محمدحسین کتابی
تا قبل از مهر به خاطر اینکه خونواده تا دیروقت بیدار می موندن من رو هم مجبور به بیداری می کردن (اصلا نمیشد بخوابی !) چند بار هم بهشون میگفتم و چراغ رو زود خاموش می کردم ولی بازم مخالفت می کردن و اینا ؛ البته با شروع مهر دیگه ساعت 12 خاموشیه خخخ
الحمدلله خوبه خدا رو شکر 
دوشنبه ۲ مهر ۹۷ , ۱۵:۳۳ محمدحسین کتابی
من روز اول مدرسه دیشبش تا ساعت 12 جایی بودیم و خسته و روز بعدش یکسره تو مدرسه بخصوص زنگ آخر خوابیدم خخخ
بچه حزب اللهی باید ساعت خوابش درست باشه
حالا شاید من بیماری جسمی داشته باشم و با ماست عود کنه 
ولی بیماری برنامه ندارم و این بدتر از بیماری جسمیه
اخ گفتی امسال برامون پیش نیاد صلوات
مگه شمام آره؟
فک کنم از بدترین حسای عالم همین حس باشه که آدم نمیدونه تو خواب چیا گفته.
بی ربط و با ربط یاد متوسلیان افتادم و ماجرای عمل پاش!
اینجاست که میگن دل به دل راه نداره و بلکه مغز به مغز راه داره 
من هم همش فکر شهید متوسلیان توی ذهنم بود که حاضر نمیشد برای عمل جراحی بیهوشش کنند
و یکی مثل من همین جوری بیهوشم 
تفاوت از کجا تا کجا
يكشنبه ۱ مهر ۹۷ , ۲۱:۵۹ آقای سر به هوا :)
من بودم دیگه کلاسش نمیرفتم!
چرا خا
استاد خیلی خوب و خوش اخلاقیه 
شاید یکی از مومنین به این قضیه باشد که تنها عامل بدبختی حوزه کلاس های حوزه است :|
سلام
هههههههههه.حالا اگه ملبس باشید و یک مقدار امامه رو بد بسته باشید،تازه اونم میافته!...تازه!اگه اون استاد یک مقدار جزو بزرگان حساب بشه،حسااابی آبروریزی هس
عه!؟من پارسال دوستام میگفتن بلغم داری و همون پارسالم عاشق فلسفه بودم.
امسال میترسیدم و میترسم این علاقه به فلسفه و فهم خوبش،ازبین بره!
دقیقاامششب هم ماست نخوردم از ترس خواب زیاد!
من هم امروز سرکلاس جغرافی با یه معلم بد،کمامل خوابیدم!
سربزنید
البته با نگاه اول هم نمیشه فهمید که بلغم غلبه کرده یا نه من بعد یک سال درگیری ذهنی با طب سنتی تازه کامل به مزاج خودم واقف شدم و بعد که صفحۀ استعدادها و علایق افراد بلغمی رو مطالعه میکردم انگار شخصی مجموعه علایق من رو لیست کرده بود.
در مورد فلسفه هم یک هم برید در برش میفهمید فلسفه زیاد چیز چسبنده و با نمکی نیست و خیلی هم خشکه
اینو بعد از مطالعه ده تا کتاب نیمه کاره فلسفه میگم
اگر خواستید فلسفه مطالعه کنید حتما به فکر استاد باشید
من کلاس های صبح اکثرا خواب بودم تصمیم گرفتم حذف درس کنم
مشکل من کلاس صبح نبود 
از کلاس صبح بود تا چند ساعت بعد آخرین کلاس بعد از ظهر که در همه به نحو احسن خوابیدیم 
و ما بین اش هم خوابیدیم 
بیهوش شده بودیم کلا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan