ســکــوت

صلی الله علیکَ یا ابا عبدالله

طیّ معجزاتی، زنده رفتیم و زنده ماندیم و زنده‌ شدیم و زنده برگشتیم. این قلبِ نجسِ قلیل را به بحرِ حسینی متصل کردیم و طهارت جُستیم.

حرف‌های زیادی برای نوشتن در ذهنم هوار می‌کشند، اما همچنان باید منتظر باشم خستگیِ راه در ذهنم تسکین پیدا کند و خاک‌های این ظرفِ گل آلود ته نشین شوند.

باید تشکر کنم از شُما، از آدم‌های با فرهنگِ دهکدۀ بلاگ که اگر نبودند شکّ می‌کردم که هنوز هم آدم‌های خوب در جهان هستند یا نه! این قدر که در سفرِ أربعین، آدمِ بیشعور از ایرانی و ترک و عرب دیدم. بیشعور از شیعه و زائر و حزب اللهی و سیاسی، بیشعورهایی که هیچ مرزی برای محدود کردنِ آن‌ها نیست، نه فرهنگ، نه نژاد و نه حتی مذهب.

إن شاء الله قسمتِ همه کربلا رفتن بشود، کربلا رفتنی که آدم را کربلایی کند.

آخوند مطلوب

شهید مطهری میگفت آقایون، فقط از نهج البلاغه خطبۀ متقین‌ش رو دائم تکرار می‌کنند ولی کاری به نامۀ سیاسی که به مالک اشتر فرستاده ندارند.

نظام شاهنشاهی هم همچین آخوندایی رو دوست داشت. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها هم این آدما رو خیلی دوست دارند.

ولی ما یک سِری آخوند داریم علاوه بر این که خنثی نیستند، از اون طرفِ سیاست هم افتادند.

***

دربارۀ یک نمایندۀ مجلسِ محترم به اسمِ آقای احمد مازنی، نمایندۀ منتخب تهران یک سری اطلاعاتِ بدون تحلیل بنویسم. جملاتِ بالا هم هیچ ربطی به ایران نداره و مربوط به کشورِ پاکستانه و قسمتِ دوم به علتِ کوتاهیِ قسمت اول درج میشه(چون جا زیاد داشتیم دو تا پست رو یه جا آوردیم :)) ):

  • رئیسِ کمیسیونِ فرهنگیِ مجلسِ شورای اسلامی
  • در ائتلافِ فراگیر اصلاح طلبان در تهران حضور داشت و با کسب ۱٬۱۲۵٬۶۰۸ رأی، توانست به عنوان نفر 25اُم وارد مجلس شورای اسلامی شود.
  • مازنی از بدو تأسیس با حکم مهدی کروبی وارد بنیاد شهید و امور ایثارگران انقلاب اسلامی شد و معاونت فرهنگی بنیاد شهید خراسان، مدیرکل بنیاد شهید در گرگان، مدیرکل پژوهش و تحقیقات بنیاد و معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران ایران در دولت یازدهم را در کارنامه دارد
  • در حالی که تنها ۱۷ سال سن داشت به سبب مبارزات سیاسی اش در رژیم پهلوی توسط ساواک دستگیر و مدتی در زندان بود که با پیروزی انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد.
  • احمدمازنی کارشناس ارشد مدیریت و خارج فقه حوزه و مدرس دانشگاه است.
و اما این:

البته دلایلِ بسیار قانع کننده‌ای در این باره فرمودند که می‌تونید در این کلیپ تماشا کنید.

هه! شیعه

آره، واقعا هه! اسمِ خودتم گذاشتی شیعۀ علی بن ابیطالب!

شیعه‌ای که یک پسرِ قرتی از اون بیشتر به اندامش و حداقل به بوی بدِ دهنش فکر میکنه و برای ساختِ اندامش وقت میزاره!

شیعه‌ای که یک آدمِ نه آن چنان مذهبی بیشتر از اون برای پول در آوردن و گردوندن وضعیتِ اقتصادیِ خانواده‌اش تلاش میکنه!

شیعه‌ای که یک آدمی که میخواد به یک مدرکی برسه بهتر از اون درس میخونه و تلاش میکنه تا یک شغلی در آینده به دست بیاره!

اگر گفتند ادب از که آموختی؟ از بی ادبان

باید بگویم: شیعه گری از که آموختی؟ از کافران

شیعه شیعه شیعه!

به گفتنش نیست، بزار مردم شیعه گری رو از حرکات و سکناتت یاد بگیرند

نه از حرف‌ها و گنده گویی‌هات.


اصلا همه خوب

دارم به خودم میگم

به تو

خودت

سید جواد علوی

بالاخره می‌ریم و چند تا توصیه

إن شاء الله رفتنی شدیم، تا دو روزِ آینده جمعیت داره کمتر میشه و یکی از فامیل که رفته تونسته رد بشه و الآن به نجف رسیده. هزینه مرز تا نجف بیشتر از ده دینار نیست، بیش از این مقدار ندید، پر خوری اصلا نکنید، چیزی که مطمئن هستید دوست دارید بخورید و الا مثلِ رفیقِ ما دائم مریض میشید و گلاب به در دیوار می‌پاشید.

اگر تنها میرید گوشی نبرید چون ممکنه دزدیده بشه و توی حرم اجازه نمیدن ببرید. کیفتون به شدت سبک باشه و فقط یک دست لباسِ بی ارزش بردارید.

نزدیکِ غروب یک جایی رو انتخاب کنید که برای شب بخوابید و بعد از نمازِ صبح حرکت کنید. اگر پاهاتون گرم بود ماساژش ندید و نزارید ماساژش بدن که عضلات‌تون می‌گیره.

هر کجا احساسِ خستگی کردید وایسید و استراحت کنید و عجله نکنید و خُل بازی در نیارید که پاتون تاول میزنه این هوا!

خواستید کرایه رو بدید آخرِ کار بدید تا یک دفعه وسطِ راه پیاده‌تون نکنند یا اگر ماشین‌شون خراب شُد کرایۀ کامل رو ازتون نگیرند.

برای کرایه ازشون بپرسید تومان یا دینار، هر کودوم که به صرفه‌تر بود رو بدید.

از *500# استفاده کنید برای پیدا کردنِ موقعیت دوستان‌تون و میتونید برای هم دیگه پیام بزارید.

قرارهاتون رو سرِ عمودهای رُند نزارید، چون همه این کارو میکنند فقط نیم ساعت سرِ اون عمود باید دنبالِ همراهتون بگردید.

اربعین رو اصلا برای رفتن به سمتِ ضریح نخوایید که اصلا نزدیک شدن به ضریحِ کربلا امکان نداره و با موجِ جمعیت جا به جا میشید و چه بسا یهو له شُدید.

کربلا بریم فقط برای زیارت، نه برای سیاحت، نه برای تفریح، نه برای خوردن و هر چیزِ دیگه.

پی نوشت: استخاره برای موقعیتیه که مشورت و فکر جواب نده، و وقتی که الآن خبر رسیده وضعیت درست شده، دیگه وجهی نداره. تازه برایِ این موقعیتِ جدید استخاره کردیم به شدت خوب اومده:

رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند؛ آنها از روزی می‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می‌شود.

انسان چیزی جز سعی نیست

گفتم من جلو نمیام. اگر من رو شناخت روبوسی می‌کنم و الا که هیچی. دو دفعه است من رو یادش نمیاد داره به عنوان شخصِ ناشناس من رو میبوسه.

تا این رو گفتم، مادربزرگِ مادرم که چند وقتیه به اوجِ پیری رسیده و حافظه‌اش درست کار نمیکنه گفت: چه عجب، آقا جواد، از این طرفا!

بعد گفت: خدا هیچ کسی رو پیر نکنه، این آقا یک بار دیگه هم اومده بود این جا نشسته بود ولی من نمی‌شناختمش، بعد کنارِ خودش رویِ تخت رو خالی کرد و گفت بیا این جا بشین.

جالب بود یادش میومد که من رو دیده و نشناخته، ولی این که خودِ من کی هستم رو نمی‌دونست.

همیشه از اون موقع که حالش بهتر بود می‌گفت خدا آدم رو محتاجِ کسی نکنه و حالا محتاج شده بود و حرص میخورد و ناراحت بود از این که پیر شده. غم و ناراحتیِ پیری رو از چشماش می‌خوندم.

با صدای بلند، طوری که گوش‌های سنگینش بشنوه گفتم: آدم باید حرصِ چیزهایی رو بخوره که دستِ خودشه، و الا پیر شدن که برای همه پیش میاد و آدم خودش تقصیری نداره.

اگر کاری بود که تقصیرِ شما بود باید به خاطرش ناراحت باشی و الا که ناراحتی بی معنیه.

نشسته بودم برای پیرزن لبّ کلامِ علی صفایی رو تکرار می‌کردم که:

و از طرف دیگر استعدادها و امکانات کمتر نباید موجب تحقیر و حقارت آدمی گردد، چون آن چه که مهم است ترکیب این استعدادها و سعی انسان است که در آیه هم آمده استـ :  «ُ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها» «وَ أَنَّ لیسَ للانسان اِلّا ما سَعی» یعنی انسان چیزی جز تلاش و کوشش نیست. سعی نسبت توان به عمل انسان را می گویند و سعی نه عمل بلکه حالت عمل می باشد. به طور مثال، پیر زن فقیری که از شام شبش میگذرد و آن را برای ساخت مسجدی کمک میکند و انسان میلیاردی که تمام ثروتش را انفاق میکند و یک شب هم گرسنه می خوابد از جهت قُرب پروردگار با هم برابرند

بنابراین داشتن بیشتر نه ارزش می آفریند و نه افتخار است  که در روز قیامت خداوند از نعمت هایی که داده است سؤال می کند : «لَتُسئَلُنَّ یومَئِذٍ عَنِ النّعیم »

۱ ۲ ۳ . . . ۷۳ ۷۴ ۷۵
Designed By Erfan Powered by Bayan